تبليغاتX
پلار

سلام
و  اینکه این بار از خانم آذر خرسند  چند شعر زیبا براتون آماده کردیم
خودش از آذر  اینگونه میگوید

آذر ماه 1363 متولد شده ام در سال 79 اولین ترانه ی زندگیم را سروده ام وسال 83 شعر را به صورت حرفه ای دنبال کردم واکنون در زمینه ی شعر کودک فعالیت میکنم بچه ها را د وست دارم وتنها برای آنهاست که مینویسم

-----------------------

لاک پشت

در خیال لاک پشت

یک عروس دیدنی است

بر تنش تور سفید

رنگ لاکش قهوه ای است

 

می نشیند در حیاط

غصه دار و سربه زیر

مثل لاله خواهرم

ساکت است و گوشه گیر

 

من گمانم عاشق است

توی فکر دیگری است

رفته توی لاک خود

حالش اصلا خوب نیست

 

-------------

باران

آسمان روی تنش

یک خراش افتاده است

باز هم فصل بهار

کار دستش داده است

 

چشمهایش داغ شد

ناگهان بغضش شکست

قطره قطره اشک او

بر سر و رویم نشست

 

----------------

قارچ

با رعد و برق تندی

از ابرهای دلگیر

باران دوباره بارید

 

باد از کنار برکه

با های و هوی و آواز

در گوش باغ پیچید

 

در باغ خانم قارچ

مثل عروس دریا

زیبا و دل نواز است

 

او غصه ای ندارد

یک سایه بر سر اوست

چترش همیشه باز است

 

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 12:38  توسط  پلار(سلمان قربانی و عباس ونائی)  |